شيخ محمد بن طاهر السماوي ( مترجم : عباس جلالي )
154
ابصار العين في انصار الحسين ( ع ) ( سلحشوران طف ) ( فارسي )
« آنان كه كفر ورزيدهاند تصور نكنند اگر به آنها مهلت مىدهيم ، به سود آنان است ، بلكه آنها را مهلت مىدهيم تا بر گناهانشان افزوده شود و عذاب دردناكى در انتظارشان خواهد بود . چنين نبود كه خداوند مؤمنان را به همانگونه كه شما هستيد ، وانهد مگر آن كه ناپاك را از پاك جدا سازد » . يكى از آن سواران « 1 » ، آيه را شنيد و گفت : به خداى كعبه سوگند ! پاكان ماييم و از شما جدا شدهايم . ضحاك بن قيس مىگويد : او را شناختم و به برير گفتم : اين مرد را مىشناسى ؟ گفت : خير . گفتم : ابو حريث « 2 » عبد اللّه بن شهر سبيعى ؛ فردى بذلهگو و بيهوده سراست ، سعيد بن قيس همدانى در ارتباط با جنايتى كه وى مرتكب شده بود ، او را به زندان افكنده بود . برير او را شناخت و به او گفت : تو كيستى ، خداوند هرگز تو را در جمع پاكان به شمار نياورد ؟ ! مرد به برير گفت : تو كيستى ؟ گفت : من بريرم . گفت : پناه بر خدا اى برير ! گفتن اين سخن بر من دشوار است ، به خدا سوگند ! تو به هلاكت رسيدهاى . برير به او گفت : آيا تو با اين گناهان بزرگت نمىخواهى به درگاه خدا توبه كنى ؟ ! به خدا ! پاكان ماييم و پليدان شما . آن مرد گفت : به خدا سوگند ! من نيز با تو بر اين سخن گواهم . برير گفت : واى بر تو ! آيا شناخت تو سودى به حالت ندارد ؟ ! مرد گفت : فدايت شوم ! چه كسى يزيد بن عذرهء عنزى را كه اكنون با من است
--> ( 1 ) . در ارشاد : 2 / 95 آمده : مردى از آن سواران كه « عبد اللّه بن سمير » ناميده مىشد ، آيه را شنيد . ( 2 ) . در نسخهء اصلى ، « ابو جرب » است .